سمفونی مردگان در جشنواره تئاتر فجر | آفتاب هشتم – آفتاب هشتم

آفتاب هشتم

سمفونی مردگان در جشنواره تئاتر فجر | آفتاب هشتم

۷ بهمن ۱۳۹۶


به گزارش آفتاب هشتم ؛ این نمایش به گفته خود ثروتی اثری تجربی است که پیش از این در تالار حافظ  بر صحنه رفته است. نمایشی حدودا سه ساعته که پایه آن ماجرای رهبر ارکستری است که می‌خواهد برای مردگان یک قطعه موسیقی بسازد.


 ثروتی در این اثر نمایشی همچون اجراهای گذشته‌اش سعی کرده از شیوه‌های روایت سنتی تئاتر فاصله بگیرد. او در این اثر  تاکید زیادی در برانگیختن احساسات تماشاگر به‌وسیله نور و صدا و بازیگر کرده و تمام انرژی خود و گروه بازیگرانش را صرف همین مسئله کرده است. تلاش او در این اثر، نمایشی کردن موسیقی و صدا و حرکت‌های بازیگرانش است و در بخش‌هایی از جمله طراحی حرکت‌های بازیگران و ‌صحنه‌ها، تا حدودی موفق عمل کرده است. در سرتاسر نمایش او تقریبا موسیقی حاضر و ناضر است و اصلا بدون موسیقی نمایش او تماما فرو خواهد ریخت. از این نظر شاید نمایشی کردن موسیقی تا حدود زیادی از نکات مثبت این اجرا قلمداد شود اما در عین حال این نمایش نتوانسته از رویدادها و پازل‌های کابوس‌وار و رویاگون و البته ریتمیکی که در ذهن خود طراحی کرده، اثری یکدست و با منطق روایی قابل پیگیری برای تماشاچی بسازد؛ شاید به‌خاطر همین مسئله بود که برخی از تماشاگران «فهرست مردگان» در پایان آن از این سخن می‌گفتند که نمایش برای آنان در لحظه‌هایی بیش از حد ملال‌آور شده بود.


«فهرست مردگان» برگرفته از نمایشنامه «فهرست» اثر تادئوش روژه‌ویچ، نمایشنامه‌نویس لهستانی است. منطق روایی این نمایش بر رؤیا و کابوس رهبر ارکستری استوار است که معتقد است، تنها صداست که می‌ماند و به همین خاطر هم می‌خواهد برای مردگان قطعه‌ای موسیقایی بسازد. خودش را در خانه حبس می‌کند و از آن پس ما به عنوان تماشاگر صحنه‌هایی از احضار ارواح، اشباح یا کاریکاتورهایی از انسان‌ها می‌بینیم که بر مبنای ریتمی از پیش تعیین شده که به نوعی مضحکه برخی از رفتارهای انسانی و آدمیزادی است، بر صحنه وارد می‌شوند و صحنه‌های درهم و برهمی می‌سازند. حرکت و گفتار این کاراکترها و ساختار روایی بسیاری از این صحنه‌های کشدار، غیر از زیبایی بصری اولیه نمی‌تواند همذات‌پنداری یا پیام و مفهموم و حسی در نظام معنایی ذهن و روان انسان ایرانی بسازد و به جز اشاراتی کلی به مقوله جنگ، مرگ، عشق و خیالات کودکی و اقتدار ساختاری در خانواده و جامعه این توان را ندارد که توسعه دهنده یا خالق نوعی نگاه معنادار به  این عوالم، تصورات، خیالات، زیست، تجربیات و زندگی انسان ایرانی باشد.